درین سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پُر ملالِ ما پرنده پَر نمی زندیکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُندکسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زندنشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سواردریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زندگذرگهی ست پُر ستم که اندر او به غیرِ غمیکی صلای آشنا به رهگذر نمی زنددلِ خرابِ من دگر خراب تر نمی شودکه خنجرِ غمت ازین خراب تر نمی زند!چه چشمِ پاسخ است ازین دریچه های بسته ات؟برو که هیچ کس ندا به گوشِ کر نمی زند!نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاستاگر نه بر درختِ تر کسی تبر نمی زند......
برچسب: در کوچه سار شب,در كوچه سار شب,در کوچه سار شب دانلود,شعر در کوچه سار شب,تصنیف در کوچه سار شب,معنی در کوچه سار شب,معنی شعر در کوچه سار شب,دانلود آهنگ در کوچه سار شب,دانلود تصنیف در کوچه سار شب,متن شعر در کوچه سار شب,
نویسنده: علی امینی