
درد وطن را عاقبت فریاد رس کیست ؟ با هم بمانیم و دگر بی کس نمیریم ! فریاد چرا داروی درد اجتماع نیست ؟! درمان خوش هنگام این قطع نخاع چیست ؟! دیگر کسی از روی یاری دست کَس نیست ! درد وطن را عاقبت فریاد رس کیست ؟!!!!!!! من تا تو ، تو تا ما و ما تا خیل مردم تصویر ناپیداو بی رَنگ و کَم و گُم !!!!!!!!!!!!! یعنی که یک بار دگر می شد که باشیم ؟! چون واژه ها...
ادامه مطلب
فریاد چرا داروی درد اجتماع نیست ؟! درمان خوش هنگام این قطع نخاع چیست ؟! دیگر کسی از روی یاری دست کَس نیست ! درد وطن را عاقبت فریاد رس کیست ؟!!!!!!! من تا تو ، تو تا ما و ما تا خیل مردمتصویر ناپیداو بی رَنگ و کَم و گُم !!!!!!!!!!!!! یعنی که یک بار دگر می شد که باشیم ؟!...
ادامه مطلب
فریاد چرا داروی درد اجتماع نیست ؟! درمان خوش هنگام این قطع نخاع چیست ؟! دیگر کسی از روی یاری دست کَس نیست ! درد وطن را عاقبت فریاد رس کیست ؟!!!!!!! من تا تو ، تو تا ما و ما تا خیل مردمتص...
ادامه مطلب
می خواهم برگردم به روزهای کودکی،آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود...عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد...والاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند...تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند...تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود...و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!روحت شاد و یادت گرامی «فیلسوف دیوانه»...
ادامه مطلب
این شیفتگانِ آنگِلوساکسانگار مُسلمانِ کِشیش اندلَه لَه زنِ جامِ یانکیانندجامی که پیاله هایِ نیش انداز نَشئه یِ کدخُداپرستیمَست اند و خُدایگانِ فیش اندمَستِ میِ اشرافیت اند مستگُرگان که درندگانِ میش انددر جنگِ کثیفِ سَهمخواهیاز طَلحه و از زُبیر، پیش انداز طايفه ي يَقّه سفيدندقومِ زِبِلی كه جمله ريش اندرَغمِ سخنانِ حقِّ رهبردر باطل خويش غرقِ شيش اندمصداقِ مانُور در تَجمُّلاز قاعده یِ شُمار، بیش اندما عَقدِ اُخُوَّتی نبستیمگيرم همه از تبارِ خویش اندروزیکه حسین "بُطونُکم ." گفتگفت اهل حَرام برچه کیش اند ...
ادامه مطلب
تقدیم به عاشقان ولایتشهریار وادیِ اندیشهها – غم نگارِ جانِ عاشقپیشههااز می ناب ولایت گشته مست – دیده اسرار بلا را در الستبادهنوش جام عشق لمیزل - شهریارِ مُلک شعری و غزلای به شعرت بر ولایت گشته یار – ذوالفقار شعر شیعه، شهریارسینهات از عشق حیدر صیقلی – شعر نابت، بادۀِ سید علیای غزل جاری ز لبهایت چو آب – ای نگاهت سرمۀِ چشمان خواببا تو باران مه تلاوت میکند – با تو دل با آه عادت میکنددر دیار عاشقی رسوای عشق- زندگی در شعر تو معنای عشقزلف لیلا را تو افشان میکنی – قلب مجنون را درخشان میکنیسایهسار بید مجنون خفتهای – ماجرای عشق ل...
ادامه مطلب
حاشا کزین جماعت خر، خندهدارتر…ای از گزارش و ز خبر، خندهدارتر هر کار تو زکار دگر خندهدارترچیزی نبوده بهر تو از گریه پدر بر روی نعش سرد پسر، خندهدارترای کودتاچی همه اعصار، ای «یو اس»از تو ندیدهایم جگر! خندهدارترآل سعود هم شده همآخور شما چون گله هست با بز گر، خندهدارترآن اتهامها که به ایران زده، بوَد از اتهام شیخ نمر خندهدارترآن که کلیدداری کعبه براش هست از هیکل امیر قطر خندهدارتر!یک عده لیک کعبه آمالشان تویی حاشا کزین جماعت خر، خندهدارتر…آنانکه پشتشان به عموسام گرم شد هستند از رجال قجر خندهدارترگویند خلق اینکه ...
ادامه مطلب
السلام علیک یا ایها المرتضی علی علیه السلامشهر نجف؛ 1932میلادی؛ 1311شمسیثبت شده توسط «اریک ماتسون»عکاس و شرق شناس آمریکایی ...
ادامه مطلب
اینجا نه افغانستان و نه آفریقاست....اینجا ایران ماست....اینها نیز شهروند ایرانی هستند....اگر برخی اجازه فرمایند.... ...
ادامه مطلب
درین سرای بی کسی کسی به در نمی زند به دشت پُر ملالِ ما پرنده پَر نمی زندیکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُند کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زندنشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زندگذرگهی ست پُر ستم که اندر او به غیرِ غم یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زنددلِ خرابِ من دگر خراب تر نمی شودکه خنجرِ غمت ازین خراب تر نمی زند!چه چشمِ پاسخ است ازین دریچه های بسته ات؟برو که هیچ کس ندا به گوشِ کر نمی زند!نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاستاگر نه بر درختِ تر کسی تبر نمی زند...... ...
ادامه مطلب
هجدهم شهریور، سالروز شهادت احمدشاه مسعودشیر دره پنج شیر هجدهم شهریور –سنبله- ۱۳۸۰ خورشیدی/ منطقه خواجه بهاء الدین/ ولایت تخار/ افغانستان/ تنها دو روز مانده به ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و حمله به برج های دوقلو در آمریکا/ دو عرب كه خودشان را خبرنگار جا زده اند، برای مصاحبه با احمدشاه مسعود وقت گرفته اند. شاید هیچ کس در اردوگاه مسعود نمی داند که در دوربین ویدیویی آن دو چه نهفته است و در سرشان چه می گذرد. همچنین شاید کمتر کسی می داند، که آن دو از یک دیدار مهم می آیند ... ...
ادامه مطلب
بیابان سفید در برزیل، شن های نرم سفید رنگ با منظره ای سه بعدی و آب های فیروزه ای که در زیر نور خورشید و در میان شن ها می درخشند. این بیابان در شمال شرقی برزیل واقع شده و مساحتی برابر ۱۰۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد. در دریاچه های این بیابان بی گیاه و علف، ماهی هم یافت می شود، تخم های این ماهی ها توسط پرندگان دریایی آورده شده است. ...
ادامه مطلب
چرا فکر می کنیم این دردها هرگز برای ما نخواهد بود ؟و چرا نمی توانیم دقیقه ای، آن هم در رویا جای این مرد بایستیم؟...
ادامه مطلب